موسیقی یا به گفته دیگر ساز و آواز در درة سیمره و زاگرس با زندگی مردم این دیار همزاد بوده و به وجود آدمهایش گره خورده است. انسان در سیمره بانوی موسیقی چشم به جهان می گشاید و با مارش عزاي سرنا و دهل و آواز غمگنانه مور دیده از جهان فرو میبندد. از همان اوان سرچشمه سیمره در نهاوند تا ماداکتو در درهشهر و انتهای آن در کرخة شوش که جریان دارد انسان در این دیار شادترین لحظات عمر خود را با ساز و آواز جشن میگیرند، همانطوری که تلخ ترین روزهای زندگی خود را با موسیقی التیام میبخشند. اصولاً سازو آواز که در گذشته های تاریخ این منطقه از اهمیت و حضور فوق العاده ای در زندگی روزمره مردم برخوردار بوده است ، امروزه نیز جزء لاینفک زندگی روزمره مردم دشت و کوهستانهای زاگرس و دره سیمره به شمار می رود. حرکت ایلات در خطة زاگرس و درة سیمره با ترانه های غمناک و آوازهای پرسوز و گداز همراه است که گواه و شنوندة آنها تنها طبیعت و دشتها هستند که سده ها و قرنها بازتابندهي آوای آنها می باشند.ترانه ها و نغمه های کوچ نشینان در این دیار با نواها و نجواهای طبیعت، خروش و زمزمة جویباران ، وزش باد در لابهلای درختان، همهمة گلهها، صداي سُم رمه ها در هم آمیخته و در دل دشتها و کوهها به گوش میرسد،موسیقی به خصوص در میان مراسم عشایر رکن اصلی شمرده می شود و همواره در مراسم سوگ و ماتم و شادمانی نقش بسیار مهمی دارد.
ایل نشینان در این دیار به کار دامپروری میپردازند و به دلیل زندگی دامپروری ناگزیر برای یا فتن علفزارها و مراتع با گله های خود کوهها و دشتها را زیر پا نهاده و از ییلاق به قشلاق و بالعکس به کوچ می پردازند، حرکت آنها با موسیقی و نوای سازها دمساز است و اعلام و فرا رسیدن فصل بهار و موسوم کوچ را با موسیقی نوید می دهند.
موسیقی در زاگرس و درة سیمره به منظورهاي ویژه ای از جمله کاستن خستگی کار سبک کردن رنجها و دلداری غم مردگان و کاهش درد بیماران به کار می رود و در کار و فعالیتهای آنها همواره وجود داشته است، مانند زمزمهي دختران قالیباف پشت دار قالی، اشعاری که زنان مشك به دست کنار چشمه میخوانند، لالایی مادران برای خواباندن فرزندان کوچک خود ، نواهایی که همراه آیین کشت و برداشت از جمله شخم زدن، صاف کردن زمین ، بذر افشانی، درو، خرمن کوبی، نشاء کاری، نغمه های عاشقانة جوانان عاشق روستایی در وصف محبوبشان، آوای نی چوپانان هنگام چرای گوسفندان ، نواختن نی و کوبیدن بر طبلها برای مسرور شدن و رشد سریعتر گیاهان ، زمانی که دوا و درمان در بهبود و نجات بیمار موثر و کارساز نباشد با نواهایی که او را به ابدیت میپیوندند و برای زودتر آسوده شدن بیمار و زودتر جان را از جسمش خارج نمودن از آنها استفاده میکنند، کلیه این آواها و ترانه ها از نیازهای جمعی مایه گرفته و به صورت موسیقی در جامعه نمود پيدا میکند و گنجینة قومی و فولکلور یک ملت به شمار می رود که در اذهان مردم موجود بوده و در سینه های فراخ و پهن و ذهن خیال پرداز آنها محفوظ مانده و سینه به سینه نقل گردیده و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد ، روی هم رفته میتوان موسیقی محلی را چنین نگاشت که میآگاهاند، میرویاند، بارور میسازد و بر حاصل آنها پایکوبی می کند .
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 10:26  توسط رشید کوچکی
|

قلعه سام در دره هلیلان در مجاورت رودخانه سیمره( عصر ساسانیان):
قلعه سام در نزدیکی روستای چم بور بخش هلیلان بر فراز کوه قلاسم در مجاورت رودخانه سیمره قرار دارد. این قلعه در عهد ساسانیان بر فراز یکی از کوههای این منطقه بنا شده و کوه مزبور نیز به قلعه سام معروف شده است که در زبان مردم هلیلان قِلاسِم گویند. این قلعه دارای دو برج در شمال و شمال غربی است که ارتفاع هر یک حدود 12 متر است که جهت نگهبانی از تأسیسات داخلی و محافظت از حکمرانان ناحیه در داخل صخره ها اتاقهایی تعبیه کرده اند.
در قسمت جنوب قلعه آثار چهار طاقی یا آتشکده ای دیده می شود که در زمان تسلط اعراب به صورت مسجد درآمده است. در اطراف این اثر تاریخی درختان كهنسال چنار با قدمتی شاید 1000 سال در کنار قلعه وجود دارند. علاوه بر آنها چشمه های آب گوارا و همچنین ریشه درختی به نام صندل و عود یا هئومه که از آن برای اعیاد و جشنها استفاده میشده است در آنجا یافت می شود.
«این مجموعه از سه بخش مرتبط به هم و در عین حال با فاصله و مستقل شکل گرفته است. اسم سام احتمالاً بر می گردد به داستانهای شاهنامه، زیرا هر چیزی که خارج از حدود شرایطی عادی در ذهن خودنمایی کند این را قطعاً منتسب به یک توان و قدرتهای مستقلتر می بیند که در ابتدای امر بر می گردد به حکومتهای زمان، حتی گاه جنبه الوهیت هم می گیرد. وجود این اسامی و حضورشان در منطقه مسئله خارق العاده بودن این پدیده است که این امر را توجیه می کند.
این بنا متکی به کوهپایه و مشرف به شیب ملایمی است که به سمت شرق تمایل دارد. بخشی که به دل کوه متکی است با یک شیب که ورودی شرقی یا دهلیز اصلی چهار طاقی است، به صورت دو ناو جانبی به مجموعه الحاق شده است. قطر آن نشان می دهد كه این ناوها بعداً افزوده گردیده است.»[1]
این بخش اول و یا محور اصلی شکل گیری مجموعه است. بخش دوم به صورت دو مجموعه پلکانی با اختلاف سطح ولی کاملاً مرتبط به هم مجموعه فضاها یا اتاقهاي مختلف با یک ناو یا به اصطلاح راهرو طولی که در حد فاصل این سقفها با شیوه طاق گهواره ای با ملات ساروج و در بعضی جاها با تفاوت ملات مثلاً در چهار طاقی با ملات گچ است.
این مجموعه از نظر دوره ای در یک دوره از تاریخ که احتمالاً حد فاصل بین اواخر دوره پارتها و اوایل دوره ساسانی می باشد، ایجاد شده است. تقدم و تأخر آنها قطعاً در چهار طاقی مجموعه است و همزمان، این مجموعه ایجاد نشده است بلکه بعدها در سالهای متمادی و در فواصل زمانی شکل گرفته است.
در سمت شمال غرب نسبت به موقعیت چهارطاقی، مجموعه دیگری که یک برج است، روی یک پوزه طبیعی با اختلاف سطح قابل توجهی در ارتفاع بالاتر از چهار طاقی قرار گرفته است، مقطع پلانی این برج، مربعی است که در چهارگوش آن چهار نیم استوانه به چشم می خورد که تقریباً زوایای جانبی آن را احاطه کرده است.
[1] - آرشیو سازمان میراث فرهنگی و گردشگري استان ایلام.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 9:21  توسط رشید کوچکی
|

گوران گنجینه تمدن
کهن سرزمین ایران به گواه یافته ای باستان شناسان ، پژوهندگان و دیرینه شناسان از نخستین تمدن شگرف و با پیشینه ای به درازای حیات بشر است و در این میان ایلام بی تردید با یادمانهای بی بدیل خود شاید یکی از نخستینه های تاریخ و تمدن بشری باشد . شاهد این مدعا آثار به دست آمده از غارها و پناه گاههای سنگی حاشیه کبیر کوه در آبدانان و بدره و دشت هلیلان چون غار « دَرمَر و مَرآو » است که به عنوان ابتدایی ترین رشحات قلم بشر آغازین ، بر دیواره ی سنگی غارهای لاسگو در فرانسه و آلتا میرا در اسپانیا پهلو می زند .
ایلام سرزمین مفرغ و خواستگاه فرهنگ و هنر دست نخورده ی ایران باستان است . اکنون نیز علیرغم حوادث بیشماری که بر این سرزمین رفته است ، هر گاه در فرصتی تصادفی و یا کاوشی باستان شناسانه با کشفی نو رازی جدید گشوده می گردد بار دیگر تحسین همگان را بر خردمندی و فن آوری پیشینیان آن بر می انگیزد . یکی از دشت های کم وسعت این دیار از ایران زمین ، دشت هلیلان است که در جنوب شرقی کرمانشاه به مانند مثلثی میان ایلام و لرستان واقع شده است . هلیلان دارای آثار تاریخی و باستانی فراوانی چون قلعه ها ، گورستانهای تاریخی ، پل ها و بخصوص تپه های باستانی است که یکی از مهمترین تپه های تاریخی ایران در حاشیه رودخانه ی سیمره در این دشت واقع شده است و این همان تپه ی گوران است .
یافته های باستان شناسی بیانگر آن است که سرزمین باستانی ناحیه ی سیمره در زاگرس میانی به لحاظ دارا بودن شرایط مساعد زیستی ، قلل مرتفع برفگیر ، آب فراوان ، مراتع حاصلخیز ، جنگلهای انبوه ، غارها و پناهگاههای طبیعی از دیر باز محل مناسبی برای اقامتگاههای موقت و دائمی بشر بوده است . صادق ملک شهمیرزادی استاد دانشگاه تهران و عضو پژوهشکده باستان شناسی ایران در این خصوص چنین می نویسد : قدیمیترین آثار گروههای پراکنده ی انسانی در حوزه فرهنگی ایلام و لرستان در دره ی هلیلان واقع در کنار رودخانه ی سیمره که در ارتفاع 930 متری از سطح دریا واقع شده است حداقل هفت محل شناسایی شده است . این محل ها نزدیک تپه ی گوران و منطقه ای بنام « پَل باریک » گفته می شود آثار بدست آمده آن متعلق به دوره ی زیرین پارینه سنگی و تاریخ تخمین آن 000/200 تا 000/100 سال پیش است از این هفت محل ، دو محل پناهگاه سنگی و 4 محل از نوع محل باز و محل دیگر تپه ی گوران مربوط به دوره ی نو سنگی در ایران است .
تپه ی گوران و پیشینه ی پژوهشی آن
اولین بار در سال 1313 شمسی در دره ی هلیلان مطالعات باستان شناسی انجام گرفت در این سال اریک اشمیت ضمن پروازهای هوایی خود و عکسهای هوایی که از محوطه های تاریخی از شهرهای باستانی ایران گرفته بود از دشت هلیلان نیز عکس تهیه نموده است ، در یک مورد نیز در این دره فرود آمده و از سطح تپه های کزآباد و تپه گوران قطعات سفال گردآوری نموده است . دو سال بعد و در سال 1315 اورل اشتاین در ضمن مسافرت تاریخی خود ، دره ی هلیلان را نیز درنوردید . ایشان از چند تپه و محوطه ی تاریخی در دشت هلیلان بازدید نموده و به مدت چند روز در تپه های کزآباد و گوران مشغول حفاری گردید .
در سال 1341 و این بار به وسیله یک هیئت دانمارکی و به سرپرستی یورگن ملد گارد بار دیگر مطالعات باستان شناسی در دشت هلیلان آغاز گردید . در این سال و سالهای 1342 و 1343 شمسی بررسی و کاوش باستان شناسی مهمی در هلیلان انجام گرفت ، هدف اصلی این باستان شناس دانمارکی مطالعات بر حل مسائل مرتبط با عصر مفرغ و عصر آهن قدیم در تپه ی گوران بود . هنریکسون باستان شناس دیگری بود که در مجموع و در جریان مطالعات باستان شناسی که در دوره ی پهلوی در دره ی هلیلان انجام گرفت تپه ی گوران را مورد بررسی و کاوش قرار داد .
بررسی کلی و نهایی تپه ی گوران در سال 1963 بار دیگر توسط یورگن ملد گارد و پدر مورتنسن دانمارکی هنگام بررسی منطقه لرستان انجام گردید ، نتیجه کلی کاوش در این تپه نشان داد که آثار این محل معرف دوره ی نو سنگی هستند و قدمت آنها بین اواسط هزاره هفتم تا اواسط هزاره ششم ( ق . م ) تخمین زده شده بود در این بررسی تعدادی از گورهای عهد مفرغ نیز در این تپه مورد کاوش قرار گرفت . اشیاء بدست آمده از این گورها که به طور مساوی بین موزه ی ملی ایران و دانمارک تقسیم گردید این عقیده را تایید می سازد که طایفه عظیم سوارکاران قوم هند و اروپایی در هزاره ی دوم یا سوم قیل از میلاد از شمال یعنی دشتهای جنوبی روسیه به نواحی لرستان و ایلام بخصوص جلگه ی سیمره مهاجرت نموده اند . باستان شناسان دانمارکی پس از 8 متر حفاری عمودی در تپه ی گوران به اولین آثار باقیمانده از عصر حجر که به طور محسوسی به تمدن اولیه بشر و نخستین گامهایی که برای کشاورزی و دامداری برداشته شده یعنی 7000 سال قبل از میلاد مربوط می گردد دست یافته اند . از همان دوره در سه قبر اسکلتهایی که کاملاً به صورت طبیعی باقی مانده کشف گردید . در یکی از حفره های گورها سوسمار سبز رنگی مشاهده گردید که گویی چون اژده هایی اسرار گور را محافظت می کرد و در گور دیگری سفالی بدست آمد که روی آن با رنگ سیاه طرح های صلیب وار درهمی مانند نقش زنبیل کشیده شده بود و قدمت آن نشان می داد که نوع نقش روی آن هنوز جزء مجهولات است . تحقیقاتی که در موزه ملی دانمارک از طریق کربن 14 بعمل آمد نشان می دهد این ظروف از قدیمی ترین ظروف سفالینی است که در دنیا وجود دارد . پیاله زیبای دیگری نیز بدست آمد که مربوط به همان دوران و کمی قدیمی تر است و از تراش دادن و گود نمودن نوعی سنگ مرمر ساخته شده است . در جایی دیگر نوعی تنور نان پزی سالم و دست نخورده ای را یافتند که متعلق به 6000 سال قبل از میلاد می باشد .
و اما نتیجه کلی که از بررسی و کاوش در تپه ی گوران بدست آمد نشان می دهد که ادوار تمدنی گوناگونی در این تپه مشخص شده است . آثار عصر تمدن اولیه بشر ، دوره ی نو سنگی ، دوره سفال ، عصر برنز و آهن تا دوره اسلامی را در بر می گیرد بر اساس مقایسه آثار بدست آمده از تپه ی گوران با آثاری که از دیگر محل های باستانی هم عصر در ایران و شمال بین النهرین چنین استنباط می شود که نخستین ساکنان تپه گوران در اواسط هزاره ی هفتم یعنی 6500 سال قبل از میلاد در این محل ابتدا بصورت موقتی و فصلی در کلبه های چوبی ساکن شدند و به تدریج با ساختن منازل محکمتر و قابل اطمینان تا حدود اواسط هزاره ششم یعنی 5500 سال قبل از میلاد یکی از نخستین روستاههای قدیمی ایران را در دره ی هلیلان تاسیس کردند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 21:7  توسط رشید کوچکی
|
لكستان منطقهاي است پهناور و كوهستاني كه با همة ويژگيهاي آداب ، رسوم و فرهنگ و هنر و سنتهاي كهن ، خصوصيات طبيعي ، آثار باستاني و تاريخي و غارهايي كه داراي آثاري با تمدنهاي بسيار كهن است و درههاي سرسبز و چشمههاي آب فراوان و كيفيت هاي مختلف ديگر تاكنون چنانچه بايد شناخته نشده است. منطقه لكستان كه به صورت خطي منحني در طول رودخانة سيمره يعني از هگمتانه تا شوش بخشي از سرزمين امپراطوري بزرگ ايران باستان بوده و دورههاي پرحوادث و فراز و نشيبي را پشت سر گذارده است و يادگارهاي فراواني از اين دوران كهن را در داخل خود حفظ كرده است. اين منطقه مانند ساير ديگر مناطق كشورمان در دورانهاي گذشته با فروپاشي هر سلسله و روي كار آمدن حكومت هاي جديد حوادث و جريانهاي زيادي را كه بيانگر رويدادهاي مهم تاريخي مي باشد همراه دارد. اين خطه با تعويض حكمرانان گذشته به عنوان بخشي از سرزمين ايران به شمار ميرفته كه گاه زير نظر ايالت اداره ميشده ، گاه خود مراكز ايالتهاي بزرگي به شمار ميرفته، شهرهاي كهني مانند مادهَسبذان ، مهرجانقذق ، صيمره، دره شهر ، سيروان، پِيت بوناكي (شهر دورة آشوريان در دره هليلان) دينور، دلفان، نَشاء (ماهيدشت يا الشتر) و ... .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 13:57  توسط رشید کوچکی
|